العلامة المجلسي

912

حياة القلوب ( فارسي )

ندا كرد حق تعالى ذرّيّت أو را در عالم أرواح كه مانند مورچگان بودند ، پس همه بيرون آمدند از پشت آدم عليه السّلام ومانند مگس عسل در كنار وادى جمع شدند ، پس حق تعالى وحى نمود به آدم كه : نظر كن چه مىبينى ؟ عرض كرد : مورچه ريزهء بسيارى در كنار وادى مىبينم . حق تعالى فرمود : اينها فرزندان تواند كه از پشت تو بيرون آوردم كه پيمان بگيرم براي خود به پروردگارى واز براي محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلم به پيغمبرى چنانچه در آسمان از ايشان پيمان گرفتم . آدم عليه السّلام عرض كرد : پروردگارا ! چگونه اينها همه را پشت من گنجايش دارد ؟ فرمود : اى آدم ! به صنع لطيف وقدرت نافذ خود همه را در پشت تو جا داده‌ام . آدم عرض كرد : خداوندا ! چه مىخواهى از ايشان در پيمان گرفتن ؟ فرمود : آن را مىخواهم كه در معبوديت وخداوندى هيچ چيز را با من شريك نگردانند وهمتا ندانند . آدم عرض كرد : خداوندا ! پس كسى كه تو را أطاعت كند پاداش أو چه خواهد بود ؟ فرمود : أو را در بهشت خود ساكن مىگردانم . آدم گفت : پس هر كه از ايشان تو را معصيت كند جزاى أو چه خواهد بود ؟ فرمود : أو را در جهنم ساكن مىگردانم . آدم عرض كرد : خداوندا ! عدالت كرده‌اى در باب ايشان ، واگر ايشان را نگاه ندارى وتوفيق ندهى أكثر ايشان معصيت تو خواهند كرد . پس حق تعالى عرض كرد بر آدم نامهاى پيغمبران وعمرهاى ايشان را . چون آدم عليه السّلام به نام داود عليه السّلام گذشت وعمر أو را چهل سال ديد گفت : خداوندا ! چه بسيار كم است عمر داود وبسيار است عمر من ، پروردگارا ! اگر من از عمر خود سى سال بر عمر أو زياد كنم آيا جارى خواهى نمود ؟ فرمود : بلى اى آدم . عرض كرد : پروردگارا ! پس من از عمر خود سى سال بر عمر أو افزودم ، از عمر من